کد خبر 129766
۱۶ شهریور ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

جوی خون در جمعه سیاه

جوی خون در جمعه سیاه

یک همسر شهید هفدهم شهریور گفت: همسرم همیشه اعلامیه های امام (ره) را به منزل می آورد و توسط ساواک همیشه تحت تعقیب بود ، یک بار هم در زمان کار در کارخانه تصویر شاه را برای تمسخر تغییر داده بود که ساواک به همین منظور برای دستگیری او به کارخانه آمد ولی همکارانش گفتند که اگر تراب را ببرید ما کارخانه رابه آتش می کشیم.

زینب اسماعیلی همسر شهید 17 شهریور تراب شعبانی در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حیات با بیان این که همسرم از دوران جوانی فعالیت های انقلابی داشت گفت :او متولد سال 1322 بود ، مادرشان برای من تعریف می کرد که او از زمان نوجوانی مذهبی بود و حضوری فعال در مساجد داشت و از کودکی اذان می گفت ، زمانی هم که ما ازدواج کردیم او در کارخانه پارس استخدام شد و مخفیانه علیه رژیم شاه فعالیت می کرد.وی ادامه داد: او همیشه اعلامیه های امام (ره) را به منزل می آورد و توسط ساواک همیشه تحت تعقیب بود ، یک بار هم در زمان کار در کارخانه تصویر شاه را برای تمسخر تغییر داده بود که ساواک به همین منظور برای دستگیری او به کارخانه آمد ولی همکارانش گفتند که اگر تراب را ببرید ما کارخانه رابه آتش می کشیم.اسماعیلی با اشاره به حضور همسرش در راهپیمایی عظیم 16 شهریور در میدان آزادی تصریح کرد: او بسیار فعال بود ، در آن زمان ما در خیابان آذری تهران ساکن بودیم که محل زندگی سرهنگ های ارتش و مسئولین کشوری بود ولی باز هم تراب عکس امام خمینی (ره) را به دیوار خانه نصب کرده بود و نوارهایش را مرتب گوش می کرد ، زمانی که از راهپیمایی 16 شهریورماه برگشت به من گفت که در اسلحه نیروهای ارتشی گل گذاشته اند و قرار شده که فردا صبح نیز در میدان ژاله تجمع کنند.وی افزود: صبح روز 17 شهریور به همراه برادرش اسماعیل و دو نفر از دوستانش قصد رفتن کردند که من گفتم چرا می روید و او گفت که نگران نباش می خواهیم نماز بخوانیم و زود برمی گردیم من به دلیل این که فرزند 40 روزه داشتم همسرم نمی خواست من را نگران کند و حقیقت را به من نگفت .همسر شهید 17 شهریور با بیان این که همسرم به وسیله گاز اشک آور نیروهای رژیم برادر و دوستانش را در تظاهرات گم کرد خاطرنشان کرد: آن روز نیروهای رژیم به وسیله هلکوپتر نیز به تظاهر کنندگان تیراندازی می کردند در نهایت همسرم که بین مسیر سرچشمه و میدان ژاله در حرکت بود با د و گلوله به کمرش به شهادت رسید و برادرش او را پیدا کرد و به بیمارستان برد ولی کار از کار گذشته و شهید شده بود.وی با تاکید براین که جوی خون در واقعه 17 شهریور به راه افتاده بود گفت: رژیم شاه بسیاری از افرادی را که در بیمارستان گمنام بودند به دلیل حجم جمعیت همانطور زخمی و بدون انجام هیچ گونه مراسمی در چاه های سرخه حصار رها کرد و سال 58 بود که توانستند پیکرهای آنها را از چاه بیرون بکشند .اسماعیلی افزود: افرادی هم که پیکر همسر شهیدشان را پیدا کرده بودند در خفقان و با سکوت محض مراسم خاکسپاری را انجام دادند ، من که اینقدر از رژیم نفرت داشتم که بستگان دهانم را بسته بودند تا چیزی نگویم که دستگیرم کنند .وی با بیان این که من به همسر شهیدم افتخار می کنم گفت: تراب همیشه تاکید می کرد که ما بالاخره شاه را پایین می کشیم و ا هداف والای انقلابی داشت ، او دل و جرئت بسیاری داشت و طبق آرمان های امام خمینی (ره) پیش رفت و امام نیز بارها از شهدای 17 شهریور قدردانی کرد ، مقام این شهدا بسیار بالا است و من خوشحالم که فرزندان این شهید را به خوبی پرورش دادم که هر سه فرزندم جایگاه خوب اجتماعی دارند و خدا رو شکر یکی از دخترانم وکیل و دیگری نیز آموزگار است.انتهای پیام/ 

برچسب‌ها